پاییز را برای همیشه می خواهم،

پیاده روی های بعد از دانشگاه،

نرگس های کنار خیابان،

حافظ خواندن مان زیر باران،

در هوای مه آلود همین فصل بود که تو را پیدا کردم،

من از جادوی این خزان مست شده ام،

می خواهم دوباره تو را باز یابم،

تا پاییز هست برگرد،

من بی تو در بهشت هم دچار جنون می شوم...

/ 22 نظر / 9 بازدید
نمایش نظرات قبلی
احسان

آسمانش را گرفته تنگ در آغوش ابر با آن پوستین سرد نمناکش باغ بی برگی....روز و شب تنهاست با سکوت پاک غمناکش...ساز او باران سرودش باد.... جامه اش شولای عریانی است.....ور جز اینش جامه ای باید.... بافته بس شعله ی زر تار پودش باد.... گو بروید یا نروید هر چه در هر جا که خواهد یا نمی خواهد باغبان و رهگذاری نیست.... باغ نو میدان....چشم در راه بهاری نیست.... گر ز چشمش پرتو گرمی نمی تابد... ور به رویش برگ لبخندی نمی روید... باغ بی برگی که می گوید که زیبا نیست؟ داستان از میوه های سر به گردون سای اینک خفته در تابوت پست خاک می گوید باغ بی برگی ..... خنده اش خونی است اشک آمیز.... جاودان بر اسب یال افشان زردش می چمد در آن پادشاه فصل ها پاییز....

سمیه

عزیزم[گل][گل][گل][گل]

رئيس

lمثل هميشه جذاب پر احساس[گل][گل][گل]

zahra

سلام وب بسیارزیبایی داریدب وب منم سربزنیدخوشحال میشم.پیشاپیش ازحضورگرمتون تووبم تشکرمیکنم.

سلام حـیـف ...!هَـربـآر میـخـوآهَــم بـه سَمتَتــــــــــــ بیـآیـَـــم .. یـآدم مـی اُفتَـــد کهــ .." دل ـتَنـــگـی " .. بَهـآنـه ی ِ خـوبـی بَــرآی ِ تكــرآر ِ یكــــ اِشتبـــآه نیـستــــ. با پست جدید ( این روزا ) منتظرت هستم[گل] اگه مایل به تبادل لینک هم بودی خبرم کن خوشحال میشم[گل]

بهنام

سلام حـیـف ...!هَـربـآر میـخـوآهَــم بـه سَمتَتــــــــــــ بیـآیـَـــم .. یـآدم مـی اُفتَـــد کهــ .." دل ـتَنـــگـی " .. بَهـآنـه ی ِ خـوبـی بَــرآی ِ تكــرآر ِ یكــــ اِشتبـــآه نیـستــــ. با پست جدید ( این روزا ) منتظرت هستم[گل] اگه مایل به تبادل لینک هم بودی خبرم کن خوشحال میشم[گل]

حریم جزیره عشق islandlo7e

خدایا …. یا فریاد در گلویم را بگیر، یا بغض گلوگیرم را … هرکدام راه دیگری را بسته . . .

پاییزفصل زیبا

گاهی خلوتی آرزو دارم که فقط مال من باشد .... همراه با خلسه ای ازسکوت...... وچشمانی بسته.......... تا مثل چکاوکی سبکبال به سمت آسمان پاک یار پروازکنم.............. پایین را اصلا نگاه نکنم وآنقدراوج بگیرم که زیر بالهایم هیچ چیزی نباشد.... جز زمین خاکی خدا.......وپنجره ای که یارم رادرآن ببینم........ همین.......[گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل]

نگین

منم نثر مینویسم البته گاهی این دلنوشته حس خوبی منتقل میکنه دوسش دارم خاطره عقدم تداعی شد