برای تو،دور بسیار نزدیک

باید که این ابرهای چهارگوش

ببارند بر سر روزهای دایره وار،

تا سرگردان در پی آغوشت

متر کنم تک تک خیابان های شهر را،

از این ارتفاع فریاد کشم بر هیاهوی خواب زده ی خاموش،

بگریزم از بی تابی شب های تابستان،

تا برسم به آبیِ رویاهایم،

می خواهم به شیرینی صدایت پناه ببرم،

می خواهم تو را در ذهنم تنفس کنم،

برگرد،

هوا هوای توست که بی هوا به دلم سری بزنی...

/ 53 نظر / 17 بازدید
نمایش نظرات قبلی
نازی

خوانش ات را دوست دارم بانو.../

MehraN

سلام خوبی؟ من تازه وبلاگم رو راه اندازی کردم و علاقه مند شدم باهات تبادل لینک بدم اگه دوست داشتی منو لینک کن منم الان تورو با نام نیمه شب بارانی لینک میکنم[گل]

انسان

[گل][گل][گل] [گل][گل][گل] [گل][گل][گل]

انسان

[گل][گل][گل] [گل][گل][گل] [گل][گل][گل]

فرهاد

تو یه جبر محضی که آزاد آزاد به من اختیار هوایی شدن داد جالب بود! هوایی شدم[لبخند]

ط.ش

مست شدم ...خیلی قشنگ بود[قلب]

چکه های قلم

چشم من بیا منو یاری بکن گونه هام خشکیده شد کاری بکن غیرگریه مگه کاری میشه کرد کاری از ما نیاد زاری بکن اون که رفته دیگه هیچ وقت نمیاد تا قیامت دل من گریه میخواد هرچی دریا رو زمین داره خدا با تموم ابر های اسمونا کاش می داد همه رو به چشم من تا چشام به حال من گریه کنن اون که رفته دیگه هیچ وقت نمیاد تا قیامت دل من گریه میخواد قصه ی گذشته های خوب من خیلی زود مثل یه خواب تموم شدن حالا باید سر رو زانوم بزارم تا قیامت اشک حصرت ببارم دل هیشکی مثل من غم نداره مثل من غربت و ماتم نداره حالکه گریه دوای دردمه چرا چشمام اشکشو کم میاره خورشید روشن ما رو دزدیدن زیر اون ابرای سنگین کشیدن همه جا رنگ سیاه ماتمه فرصت موندنمون خیلی کمه اون که رفته دیگه هیچ وقت نمیاد تا قیامت دل من گریه میخواد سرنوشت چشاش کوره نمیبینه زخم خنجرش میمونه تو سینه لب بسته سینه ی غرق به خون قصه ی موندن ادم همینه اون که رفته دیگه هیچ وقت نمیاد تا قیامت دل من گریه میخواد

الناز

زیبا بود . مرسی[گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل]