سرکش

آتش عشقت از کدامین طبقه ی جهنم است

که این چنین سنگ درون سینه ام را تا مرز دل شدن به جوش آورده؟

خنکای سخنانت از کدامین رود بهشت نشئت گرفته

که التهاب ترس هایم را آرام می کند؟

از کدام دنیایی؟

درخت افکارت را در خاک کدام سرزمین  کاشته ای

که میوه هایش اینگونه آبدار و شیرین شده اند؟

احساست را از روی بال کدام فرشته برام به ارمغان می آوری؟

از کجای آسمانی؟

تو از کجایِ درون منی؟

/ 18 نظر / 19 بازدید
نمایش نظرات قبلی
سپیده

پدر بشنو این حرف فرزند خویش عزیزو گرامی و دلبند خویش تویی مایه ی بود و پیدایشم کنارت به ناز و به آسایشم پدر تکیه گاه وجود منی تو سرمایه ی هست و بود منی[گل]

به لحظه های من بیا...

برایت چه بخواهم ز \"خدا\" ؟ بهترازاینكه خودش پنجره ی باز اتاقت باشد،عشق،محتاج نگاهت باشد، خلق، لبریز دعایت باشد و دلت تا به ابد وصل خدایی باشد، که \"همین نزدیکیست\"

كاخ صاحبقرانيه

"آتش عشقت از کدامین طبقه ی جهنم است که این چنین سنگ درون سینه ام را تا مرز دل شدن به جوش آورده؟" - تشبيه متناقض و زيبايي ه - آتش جهنم ازجنس عشق ورزيدن نيست اما لهيبش سنگ درون سینه رو تا مرز " دل " شدن , نرم و رقيق ميكنه. شايد منظور تاوان عشق هست !؟ ولي عشق نبايد تاوان داشته باشه. شايد عشق و خوبي هم مشمول نسبيت هست

عاشق کوهستان

قطره قطره جمع شود وانگهی دریا شود گر نگردد این چنین لحظه لحظه کم شود ناگهان دریای پرخالی شود جلوه ی احساس را گر مثل صخره رامش کنی ناله ی دل را اگر سخره و خارش کنی هاله ی عشق را گر دشنه بارانش کنی لاجرم باران زیبا بر سرش سیلاب شود ...[گل][قلب]

مرضیه هدایتی

من ازهیچ کس گله ای ندارم،ازهیچ کس توقعی ندارم.اگرکسی جانم را ازمن بگیرد،قلبم راازحلقومم بیرون آوردودوربریزد،تمام عمرآزارم دهد،آتشم زند،هرکاری کند،صبرمیکنم.ازاوناراضی نخواهم بود.اورابدنخواهم گفت.میدانم که انسانها،دل ها،اندیشه هاوزندگی ها همه بازیچه های دست تقدیرنند. دکترشریعتی

نگار

بسیار زیبا........[لبخند][قلب][گل]

ندا

[دست][دست]

نیکی

[دست][دست][دست][دست] فوق العاده شعر زیبایی بود

عسل فومنی

دوست خوبم سلام طول زندگی مهم نیست،آنچه هست در عمق زندگی است. عمق زندگیتون زیاد.. [گل]

behdone

وبلاگ دلنشینی دارید اگه مایل به تبادل لینک هستید در وبم خبر بدین ممنون.