دریا بهترین مکان است،

خود را رها می کنم در این طوفان خشمگین،

دلتنگی هایم را می سپارم به موج ها ،

تا ببرند به هرجا که می خواهند،

تا قلبم خالی شود از احساس،

تهی،

شکسته،

پوچ،

می روم به سوی آینده،

در آب های بی کران،

غرق می شوم،

آرام...

آرام...

آزاد می شوم،

از این زندان احساس،

از این دلتنگی های ناخواسته،

از این شادی مفرط انسان بودن،

خالی می کنم شانه هایم را،

از بار سنگین نفس کشیدن،

آزاد می شوم،

رها...

/ 27 نظر / 21 بازدید
نمایش نظرات قبلی
امیرحسین غلامی

اما این تنها و آخرین راه نیست و آدمی با احساس است که زنده است و دلتنگیها بهانه دنبال یار گشتن است.......... موفق باشی [گل][خداحافظ]

سمیه

سلام عزیزم من چن ساله دریا نرفتم خو منم دلم میخواد خو!!!! خیلی عالی بود راستی اپم دوس داشتی بیا

علي

عاليه..عزيز جون[لبخند]

سلام

زیباست سپاسگزارم یاسمن [گل]

علي

[گل][لبخند]

فاطمه

این پیام مال من نیست ولی بخونیدش: تو رو به امام زمان قسم می دم این پیام رو بخون.دختری از خوزستانم که پزشکان از علاجم نا امید شدند.شبی خواب حضرت زینب (س)را دیدم در گلوم اب ریخت شفا پیدا کردم ازم خواست اینو به بیست نفر بگم. این پیام به دست کارمندی افتاد اتقاد نداشت کارشو از دست داد.مرد دیگری اعتقاد داشت 20 میلیون به دست اورد. به دست کس دیگری رسید عمل نکرد پسرشو را از دست داد.اگه به حضرت زینب اعتقاد داری این پیامو واسه 20 نفر بفرست............ 20 روز دیگه منتظر معجزه باش.ممنون

علیرضا

سلام آجی یاسمن ...خیلی زیبا بود مثل همیشه ... [دست][دست][دست][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل]

علیرضا

حتى به مرگ هم امیدى نیست،چون میدانم سنگ قبرم،، از”خودم” تنهاترخواهد بود!!

شکروی

Hello It was used You wish for the ending of Elevated God Be مرحبا انه كان يستخدم كنت ترغب في إنهاء الله مرتفعة أن تكون سلام بسیار مورد استفاده قرار گرفت برای شما از خداوند تبارک و تعالی عاقبت بخیری آرزومندم موفق باشید شکروی 30002404390696 سرفراز باد ایران http://salamshokravi.persianblog.ir

چکه های قلم

عصر ما عصر فریب عصر اسم های غریبه عصرپژمردن گلدون چترهای سیاه تو بارون شهر ما سرش شلوغه وعده هاش همه دروغه آسمون هاش پردود قلب عاشقاش کبود کاش تو قحطی شقایق بشینیم توی یه قایق بزنیم دلو به دریا من وتو تنهای تنها خونه هامون پر نرده پشت هر پنجره پرده قفس ها پر پرنده لبهای بدون خنده چشم ها خونه ی سوال مهربون شدن محال نه برای عشق میلی نه کسی به فکر لیلی کاش تو قحطی شقایق بشینیم توی یه قایق بزنیم دلو به دریا من وتو تنهای تنها اونقده میریم که ساحل از من وتو بشه غافل قایقو با هم میرونیم اونجا تا ابد میمونیم جائی که تو آسمونش نه صدای مردمونشنه غمش نه جنب وجوشش نه گلای گلفروشش مثل اینجا آهنی نیست مثل اینجا آهنی نیست پس ببین یادت بمونه کسی هم اینو ندونه زنده موندیم اگه فردا وعده ما لب دریا زنده موندیم اگه فردا وعده ما لب دریا