کاش تو بودی،

تا من

درک کنم

این نانوشته هایم را،

که حتی قابل تفکر هم نیستند!!!

یا بفهمم معنای این صداهای مبهم و غریب درونم را،

که هر از گاهی برایم از تو حرف می زنند...

نمی فهمم نبودت را،

چه تراژدی طنزی ست،

زندگی من بدون تو،

بودن تو در زندگی من،

انگار هوای دود آلود افکارم سمی شده باشد،

علاوه بر دلم،

ذهنم نیز با تو درگیر شده است،

چند وقتیست که نگرانت می شود...

/ 23 نظر / 17 بازدید
نمایش نظرات قبلی
شکیبا

مرا یک شب تحمل کن که تا باور کنی ای دوست،چگونه با جنون خود مدارا می کنم هر شب از محمدعلی بهمنی

رادمان

شعراتون قشنگه ولی اسم هنری تون ...

نریمان

شعرای توی ویلاگ از خودتونه؟

نگاه

قلم زیبایی داری یاسمن جان. جشن نوروز و آغاز بهار مبارک دوست عزیزم. [گل]

فرهاد

دم و بازدمت هوای مرا ندارد می دانم سیگارت را در قلب مرد دیگری خاموش کرده ای .... وحشی بافقی می گه : بر پاره کاغذی دو سه مدّی توان نوشت دشنام و هرچه هست غرض یادگار توست... [گل]

سجاد

وقتی به کسی بطور کامل و بدون هیچ شک و تردیدی اعتماد می کنید در نهایت دو نتیجه کلی خواهید داشت : شخصی برای زندگی یا درسی برای زندگی ...

نعیمه

عالی بود ...

m

زيبا بود استفاده برديم.

الناز

زیبا و شاعرانه بود .[بغل]