تو نمی آیی و باران نیز هم...

/ 20 نظر / 9 بازدید
نمایش نظرات قبلی
nobody

ساعت های نبودنت روی مچم بسته نمیشوند حلقه می شوند دور گردنم !

nobody

چقدر دلم میخواهد نامه بنویسم... تمبر و پاکت هم هست... و یک عالمه حرف... فقط کاش کسی جایی منتظرم بود...

فاطمه سرایی

ﻣﺎﻣﺎﻧﻢ ﺩﺭ ﺣﺎﻝ ﺗﻮﺻﻴﻒ ﺩﺧﺘﺮ ﻳﻜﻲ اﺯ اﻗﻮاﻡ ﺑﺮاﻱ دخترخالم … ﻗﺪﺵ اﻧﺪاﺯﻩ ﺧﻮﺩﺗﻪ ، ﻫﻴﻜﻠﺸﻢ ﺷﺒﻴﻪ ﺧﻮﺩﺗﻪ … ﻭﻟﻲ ﺧﻮﺷﮕﻠﻪ !!!!!

کامران

خیلی ها دلـمو شکستن، ولی او با همه فـــرق داشت آخـه ضرب المثلی هست که میگه : کــــار را آن کرد ک تمــــام کرد[گل]

ttaanhhaa

باران آمد و تو هنوز نیامده ای .....

ماهک

بغضی فرو خورده وبارانی نباریده م. ک

ندا

[ناراحت]

دمیان

آن مرد در باران آمد... این را بارها در گوش دلزمزمه کرده ام اما... باران همیشه دلتنگی های او را برای من بهمراه داشت...

دمیان

آن مرد در باران آمد... این را بارها در گوش دلزمزمه کرده ام اما... باران همیشه دلتنگی های او را برای من بهمراه داشت...