این روزها

دوست می دارم 

دوست داشتن را

دوست داشته شدن را،

دوست می دارم

منطق کودک هشت ساله را

که برای رسیدن به خواسته های کوچکش

فلسفه می بافد،

دوست می دارم

همکاری جفت کبوتر را

که برای برقراری امنیت

با هم آشیانه می سازند،

دوست می دارم

لبخند پدربزرگ را

که برای کسب محبت

بین نوه هایش انجیر و گردو پخش می کند،

دوست می دارم

هوای این روزها را

که گرچه تنها می گذرد

من با من است...

/ 19 نظر / 7 بازدید
نمایش نظرات قبلی
ریحانه

عزیزم: دوست می دارم لبخند پدربزرگ را که برای کسب محبت بین نوه هایش انجیر و گردو پخش می کند من پدربزرگ ندارم [ناراحت] یکیشون رو هیچوقت ندیدم، یکیشون 8سالگی از دست دادم

nafas

زندگي دفتري از خاطره است يك نفر در دل شب ، يك نفر در دل خاك يك نفر همدم خوشبختي هاست ، يك نفر همسفر سختي هاست چشم تا باز كنيم عمرمان مي گذرد ، ما همه همسفريم

پری

سلام و افرین خیلی توپ بودن تا اینجاییکه خوندم خسته نباشی خواهر[زبان] ادامه بده تو یه چیزی میشی از این متنه بیشتر خوشم اومد همچین میچسبه به ادم موفق باشی عزیزم[شوخی][مغرور][قلب]

ندا

من با من است ...... گاهی جواب میده اما.........[افسوس]

ثنا

ا فرین[گل] م

ا فرین[گل] م

ا فرین[گل] م

ثنا

بهم سر ی بز ن[نیشخند]

♠○ مهــــــــر ○♠

دخترک هم بی چتر... زیر باران آمد، دل پاکش بازم، خیس باران میشد؛ گونه اش هم نمناک، و دعایم این است، که خدایا نم باران باشد... سلام ...مطالبتون زیباست...راستش همشون رو نخوندم ولی دوباره سر میزنم...خوشحال میشم به وبلاگ من هم سر بزنید...مرسی