بیا با من قدم بردار

به زیر نم نم باران

در این پاییز دل مرده

در این غوغای بی پایان

 

بیا با من تنفس کن

به زیر آسمان سرد

به گرمی تپش هایت

بدون هیچ فکر درد

 

 

/ 42 نظر / 22 بازدید
نمایش نظرات قبلی
الهه

[گل]

مرتضی

دوش در حلقه ما قصه گیسوی تو بود تا دل شب سخن از سلسله موی تو بود

آرا

[گل] بعد از مدتي به روز شدم خوشحال ميشم سر بزني

nobody

مــن بــی‌ تــــو در غریب‌ترین شهر عالمـــم . . . بــی ‌مــن تـــو در کجــای جهـانـــی کــه نـیـسـتـی ؟ ! . . .

کامران

خدایا! به فکرمان منطق، به قلبمان آرامش؛ به جسممان امنیت؛ به روحمان پاکی؛ به وجودمان آزادی؛ به زندگیمان عشق؛ به دوستیمان تعهد؛ و به تعهدمان صداقت عطا فرما ...[گل][گل][گل][گل]

رودابه

شعر قشنگ و با احساسی است [گل]

پرنیان

شعر زیبایی بود تبهرت در نوشتن کاملا اشکار است

پرنیان

شعر زیبایی بود تبهرت در نوشتن کاملا اشکار است