خواب نمی آید به چشمانم،

مرا چه شده است که این چنین قلبم از اندوه پرگشته؟

به جرم کدامین گناه زجر می کشم؟

مرا کیست یارای این راه در این دنیای بی پایان؟

اندکی صبر؟

کسی همپای بی قراری هایم نیست،

می میرم از این زجر های عجیب،

از این افکار دردخیز،

از این حس های راز آلود،

اما مرگی در کار نیست برای من،

این دیگرانند که با مرگشان مرا می کشند،

ذره ذره زجر کش می شوم...

 

 

پ.ن : مرگ جسمانی و عاطفی

/ 6 نظر / 10 بازدید
فاطمه

چه غم انگیز[ناراحت]

pat

hese binahayat ashna...

انسان

سلام....بعضی پستهای شما دیر برام باز میشه...[گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل]

شارژ

سلام دوست عزیز وبلاگ زیبایی داری ، موفق باشی ..... خوشحال میشیم به ما سری بزنی. قرعه کشی و اهدای شارژ رایگان به خریداران شارژ از فروشگاه نوین شارژ www.novinsharje.ir www.novinsharje.blogfa.com

ندا

[گریه][هیپنوتیزم]