خیلی روزا از سر لجبازی،

چترم رو جا می ذارم تو خونه،

دوست دارم مریض بشم تو بارون،

شاید حالم تو رو برگردونه...

/ 26 نظر / 17 بازدید
نمایش نظرات قبلی
امین

سلام.ولی بنظرم زیر باران رفتن باعث مریض شدن نمیشه.زیر باران رفتن باعث شسته شدن چشمها وقشنگ تر دیدن وعاشق شدن میشه. سهراب میگه: چترها را باید بست. زیر باران باید رفت. فکر را، خاطره را، زیر باران باید برد. با همه مردم شهر ، زیر باران باید رفت. دوست را، زیر باران باید دید. عشق را، زیر باران باید جست. البته شعر قشنگی بود.آفرین[دست]

فرهاد جمشیدی

زیبا بود! اونقدر که هر سفر رفته ای رو برمی گردونه. (از طرف یه دل تنگ و یه شاعر)

فرهاد جمشیدی

زیبا بود! اونقدر که هر سفر رفته ای رو برمی گردونه. (از طرف یه دل تنگ و یه شاعر)

منوچهر

مرسی که بهم سر زدی حتی اگه از سر بیکاری و یا کنجکاوی بوده! اما بارون...حتی اگه چتر هم داشته باشی بازم خیست میکنه ,اگه نتونه خودتو ؛ لااقل دلتو و یا چشماتو . با این تفاوت که اگه چتر داشته باشی دیگه نمیتونی اشکاتو بندازی گردن بارون!! آره عزیزم چتر زیاد هم اختراع با حالی نبوده

منوچهر

مرسی که بهم سر زدی حتی اگه از سر بیکاری و یا کنجکاوی بوده! اما بارون...حتی اگه چتر هم داشته باشی بازم خیست میکنه ,اگه نتونه خودتو ؛ لااقل دلتو و یا چشماتو . با این تفاوت که اگه چتر داشته باشی دیگه نمیتونی اشکاتو بندازی گردن بارون!! آره عزیزم چتر زیاد هم اختراع با حالی نبوده

حمید رضا حسین زاده

ممنون از اینکه به من سر زدید باز امشب هوس گریه پنهان دارم شوق شبگردی در کوچه باران دارم

پارمیدا

سلام وب زیبایی دارین [لبخند][لبخند][لبخند][لبخند] به منم سری بزنید منتظرتونم[گل][گل][گل][گل][گل]

پارمیدا

سلام وب زیبایی دارین [لبخند][لبخند][لبخند][لبخند] به منم سری بزنید منتظرتونم[گل][گل][گل][گل][گل]