قلم را دست می گیرم

تا مهربانی صدایت را به رخ کاغد بکشم،

اما،

برق شیطنت چشمانت

تاب و توان را از دستانم سلب می کند،

چند ساله است شراب نگاهت؟

...

/ 17 نظر / 23 بازدید
نمایش نظرات قبلی
عاشق کوهستان

سلام[گل][دست]

بهراد

از چه دلتنگ شدی !؟ دلخوشی ها کم نیست ! بهتر ببین . . .

دیواندر

چند ساله است شراب نگاهت(فوق العاده بکار رفت)

منوجهر

جه مهربان است می فروش چشمانت , همیشه در میخانه اش به رویم باز است , که خمار بیایم و خراب بروم .

ندا

وای چه زیباااااااااااااااااااااااااااااااااا.......معرکه بود[قلب][گل]

فرهاد جمشیدی

منکه تو چشمای تو همیشه تحقیر میشم با غرورم سر خواستن تو درگیر میشم تا لبام میاد به حرفای دلم باز بشه پیش تو دچار یه بغض نفسگیر میشم راستی که چه طناز است، نی نیِ معصوم بعضی چشم ها!!!! از طرف (یه دل تنگ و یه شاعر)

فرهاد جمشیدی

راستی یادم رفت بگم یاسمین خانم! بابت مستی امشبم ممنون![دست]

پرستو

عزیزم وبلاگت خیلی خوشگله.من بخوام لینکت کنم با چه اسمی لینکت کنم؟[گل]

نگين

سلام دوست خوبم سايت فوق الاده اى دارى[گل]

محسن زاده

درود به شما زیباست... چشم تو نابترین شعر غزلهای من است عشق تو پاکترین گوهر زیبای من است..... [گل][گل][گل]