دلم یک قرص تهوع آور می خواهد،

تا بالا بیاورم همه ی خاطراتم را،

خالی شوم،

آنوقت درهای حافظه ی مغزم را می بندم،

تا دیگر هیچ خاطره ای درونش نرود،

پاکٍ پاک...

شاید خودم را هم بالا آوردم،

تا دیگر نشناسم این لولی وش آشفته را،

نمیدانم...

هنوز تصمیم نگرفته ام!!!

/ 42 نظر / 6 بازدید
نمایش نظرات قبلی
آستیاژ

به نام خدای بهار آفرین بهار آفرین را هزار آفرین به جمشید و آیین پاکش درود که نوروز از او مانده در یاد بود نوروزتان فرخنده [گل]

[گل]

امین

دل نوشتهاتون بسیار زیباست [گل]

فرهاد

خب بالا آوردنم راه حلیه واسه خودش!!!!!!!!!!!!!! روزبه بمانی میگه : اینهمه روزای روشن مال تو هرچی که خاطره داری مال من (یا یه چیزی تو همین مایه ها)

helia

آپم 2 تاست نظر یادت نره

چکه های قلم

درود بر تو ، عالی بود [لبخند]

پائین

هر احساس زجر دهنده ای را بالا بیار حتی اگر اون احساس رو روزی، وقتی، ساعتی، با اطمینان از جاودانگی اش، خودت یا کس دیگه ای خلق کرد. هیچ کس مقصر نیست. زیبائی ها کم نیست.